صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
77
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
چيره آمدى . » به ابن مبارك گفته شد : « داروى دل كدام است ؟ » گفت : « كم ديدن مردم . » از جنيد نقل شده است : « تحمل رنج گوشهگيرى از مداراى آميزش آسانتر است . » از مكحول نقل شده است : « اگر در آميزش با مردم خيرى است ، گوشهگيرى تندرستى است . » سخن درست آن است ، كسى كه عزلت را از آميزش با مردم بهتر مىبيند و نفسش را در گوشهگيرى فروزانتر مىيابد ، بايد كنارهگيرى گزيند و گرنه بايد با مردم درآميزد و با آنان معاشرت كند و از سرايت آزارشان و بدى آنها به نفسش دورى كند . محمد مهدى نراقى عارف در جامع السعادات مىگويد : « چه بسا پس از درنگ و انديشه آشكار شود كه براى بعضى از مردم گوشهگيرى كامل بهتر است ؛ و براى برخى آميزش با مردم و براى پارهاى ديگر گوشهگيرى و كنارهگيرى در عزلت و آميزش . » سپس مىگويد : « بهتر براى كسى كه به مقام انس و استغراق رسيده است ، شهود و خلوت و گوشهگيرى است ؛ چون شكّى نيست كه آميزش با مردمان موجب سقوط از مرتبهء شهود و أنس است و از سودهاى آن چيزى كه بتواند تاب ايستادگى در برابر آن را داشته باشد درخور تصوّر نيست . » لذا كسانى كه شيفتهء انس با خدايند ، از خلوت دورى مىكنند و خلوت را ترجيح مىدهند . اويس قرنى مىگويد : « كسى را نديدم كه پروردگارش را بشناسد و به غير او انس گيرد . » برخى گفتهاند : « سرور و شادكامى مؤمن ، نيايش پروردگارش در خلوت است . » « خود برتر » آن است كه به مناجات آفريدگارش در عزلت خو مىگيرد و با بازگشت به ياد او و پيوند تنگاتنگش با خداست كه از مردم مىگريزد و به سوى او مىرود . اين سخن ارجمندى است كه نراقى از برخى از انديشمندان بزرگ نقل مىكند : « آدمى از نفس خود هراسناك است ؛ و اگر ذات او برتر باشد تنهايى را مىطلبد تا به كمك آن به انديشيدن برسد و علم و حكمت بيرون آورد . » از شبلى نقل شده است كه مىگفت : « از نشانههاى تنگدستى ، خو گرفتن با مردم است . » « هر كس كه براى او جايگاه و پايگاهى براى تداوم ذكر و أنس با خداوند و دوام فكر و تحقيق در شناخت خداوند دست دهد ، خلوت و تنهايى بهتر از آميزش با مردم خواهد بود . چون هدف از عبادتها و نتيجهء مجاهدتها آن است كه آدمى با عشق و شناخت خداوند بميرد ، هيچ محبّتى بدون أنس حاصل از دوام ذكر نيست و هيچ معرفتى جز